موردی که نمیخوام تکرارش کنم…

داستان زندگی یک عاشق دیگر به پایان رسیده است. عشقی که در یک نفر تبدیل به خشم و نفرت عجیبی می شود و پایانی تلخ را برای همه رقم می زند و شیرینی دیگر داستان های عاشقانه نامی ندارد.

آرمان عبدالعلی چند سال پس از اعتراف به قتل غزاله شکور، سرانجام پس از چندین جلسه رسیدگی و اثبات جنایت و عدم رضایت پدر و مادرش پای چوبه دار رفت.

در چنین مواردی طبق معمول علاوه بر حساسیت و توجه مضاعف قوه قضائیه در رسیدگی، تلاش زیادی برای رفع شبهات و گذشت صورت می گیرد، اما متاسفانه همه این تلاش ها به نتیجه نمی رسد و در نهایت این است حق” قربانی خانواده عدالت می خواهند

در مورد آرمند عبدالعلی نیز همین مسیر طی می شود و با وجود گذشت زمان طولانی از صدور حکم بدوی و اجرای آن بنا به دستورات شرعی و فکری، تلاش ها برای جلب رضایت خانواده مقتول متوقف نشده است، اما ظاهراً بنا به اعترافات آرمند. قتل و جنازه ای که هنوز پیدا نشده است، احساسات و عواطف عمیق پدر و مادر غزاله مانع بزرگی در مقابل این امر بود.

اگرچه همان دستورات دینی که اجازه قصاص را می دهد، بر فضیلت بخشش تأکید می کند، اما متأسفانه هنگام بررسی این گونه موارد در ملاء عام، معمولاً تعادل بین عواطف و عقل به هم می خورد و جهت گیری عواطف به نفع خانواده طلب بخشش فعال می شود. خیس و مقتول و خانواده اش به احکام ناعادلانه محکوم شدند. در بسیاری از این قضاوت ها، عمق زخم وارد شده بر روح والدین قربانی طبیعتاً برای ناظران غیرقابل درک است، زیرا جای آنها برای تجربه کامل آن نیست.

نکته بسیار مهم دیگر، پیامدهای بسیار ناخوشایندی است که برای «اجبار» در بخشش به دنبال دارد. تصور گسترش جرم منجر به قتل در صورت عفو اجباری عاملان آن دشوار نیست.

متأسفانه ما انسان ها موجودی کاملاً فاضل و دانا نیستیم و امیال و سایر ضعف های وجودی در رفتار همه ما نقش دارد. اما خوشبختانه ما کاملاً شرور و تهی از عقل و فضایل نیستیم. بنابراین عقل در چنین مواردی ایجاب می کند که فراتر از احساسات قضاوت کنیم و حداقل عواطف خانواده قربانی را در نظر بگیریم.

فضیلتی که برخی از معتقدان به بخشش اجباری و نهی از قصاص درصدد گسترش آن در زندگی جمعی هستند، موجب گسترش همزمان رذایل نیز می شود. البته تأثیرات فردی عفو و گذشت در رشد کمالات وجودی ما غیر قابل انکار است، اما به شرطی که اختیاری و مجانی باشد.

اگرچه هیچ کدام از ما نمی توانیم خود را در هر دو طرف چنین مواردی قرار دهیم، اما با کمک تخیل می توانیم کوچکترین ضربه ای را که به روح هر دو خانواده وارد شده است تصور کنیم و امیدوار باشیم که توانایی های خود را گسترش دهیم. به خودی خود چنین شرایطی کمتر در جامعه شکل می گیرد. موقعیت هایی که در آن قضاوت به نفع یک طرف تاریخ، اگرچه اجتناب ناپذیر است، اما بسیار سخت و دردناک است.

دیدگاهتان را بنویسید