دسته‌ها
بلاگ

من رضا (ع) را دارم. سیاست پیروزمندانه صفین – خبر زنده

اگر بپذیریم که اصول و پارادایم ها الگو می سازند، باید بپذیریم که مردم ایران نظام معرفتی خود را با رویکرد و نگرشی که نسبت به ائمه (ع) دارند، ایجاد کرده اند و نظام معرفتی آنهاست که رفتارشان را می سازد و می دهد. جهت می دهد و آنها را در حوزه های مختلف معنا می کند.

بنابراین می بینیم که در زمینه نامگذاری این بازتولید معانی متجلی می شود و یکی از پرطرفدارترین نام ها در ایران نام زیبای «رضا» با پیشوندهایی مانند: علی، امیر، محمد و … است. و این نامگذاری نیز بر اساس همین رویکرد و ایمان است، اگرچه ما نتوانسته ایم این ایمان و نظام معرفتی را در همه عرصه ها بازتولید کنیم، همانطور که از طریق «نام» نتوانسته ایم ایدئولوژی و منش خود را به آن چیزی که دارم نزدیک کنیم. لحظه مهم زندگی و گهواره رفتاری ما

از سوی دیگر، اگر بپذیریم که رسالت بزرگ ائمه علیهم السلام به عنوان پیامبر، هدایت انسان هاست، چنان که امام رضا علیه السلام می فرمایند: اساس دین بر امامان و «نظام مسلمین» استوار است. اداره امور مسلمین مبنای سیره و رفتار پیامبر(ص). لذا می بینیم که من اسوه های رضا(ع) را دارم و راهبردهایی که ایشان ارائه می کند الهی است و دقایق و ملاحظات در نظر گرفته می شود و از هر زاویه ای که به رفتار این امام نگاه می کنیم، الگوی الهی به ما نشان می دهد. اگر از منظر حقوق شهروندی نگاه کنیم، می بینیم که امام در این زمینه پیشرو است. اگر از منظر عدالت اجتماعی به آن نگاه کنیم، می بینیم که آنها بیشتر به طبقه پایین اهمیت می دهند و به خدمتگزاران احترام می گذارند و با آنها می نشینند و غذا می خورند و … همه چیز همان طور است که باید باشد. و در رعایت حقوق کارگر تا آنجا پیش می روند که با او قرارداد می بندند و ثانیاً قبل از اینکه عرق دستش خشک شود، در صورت رعایت یک مورد در زمینه رفتار در اسلام، به او حقوق می دهند. جامعه و به نوعی تقلید صحیح اکثر اختلافات کارگر و کارفرما را حل می کند و آرامشی را ایجاد می کند که به چشم ما می نشیند و باور کنیم که امام حقوق کار را یکی از مهمترین حقوق می داند که اگر قبل از آن عرقش خشک شود اگر کارگر حقوق بگیرد. ، صلح را به بالاترین درجه بازتولید خواهد کرد. اینجاست که رویکرد شیعی-رضوی پارادایم انسان گرایانه را شکل می دهد که نشان دهنده مترقی ترین و انسانی ترین الگو است و در این الگو چرخه کار، تلاش و تولید بیش از پیش حرکت خواهد کرد.

علاوه بر این، رویکرد امام رضا (ع) در علم بی نظیر و عالی است. در مناظره ها و مناظرات علمی با تکیه بر متون اسلامی و شهادت های سایر ادیان، به ترویج اندیشه ها و آموزه های اسلام می پردازد و در مناظره با علمای دیگر ادیان، بر اساس مطالب پذیرفته شده و حتی زبان آن دین، حقانیت اسلام را اثبات می کند. دوستت دارم.

وجه تمایز دیگر امام رضا (ع) درایت ایشان در برخورد با ساختار حکومت و مرجعیت است. در این راستا مقام معظم رهبری به یک لحظه خاص اشاره می کنند. «ائمه» در میان طوفان شدید [ … ] وقایع هوشمندانه و شجاعانه از تشیع به عنوان نهری کوچک اما عمیق، سریع و استوار از گذرگاه های سخت و خطرناک گذشت و خلفای اموی و عباسی هرگز نتوانستند امام را با عزل امام از بین ببرند». رضا (ع) ناخدای کشتی شیعیان در میانه طوفان مرو.

جریان امام همیشه روشن و پربار به راه خود ادامه می داد و ترسی نداشت که سنگ های بزرگی از طلا و قدرت و نفاق راهش را ببندد، بلکه راه خود را از دل سنگ باز کرد چنانکه امام رضا (ع) در مبارزات سیاسی هوشمندانه او از دل حکومت و حیله گری بنی عباس (که می توان معاویه را همتای او در تاریخ دانست) راه را برای شیعیان هموار کرد و به تعبیر رهبر معظم انقلاب «مأمون کامل». با هوش و تدبیر قوی پا به میدانی گذاشت که اگر پیروز شود به هدفی خواهد رسید که هیچ یک از خلفای بنی امیه و عباسی از سال چهلم هجری تاکنون نتوانسته اند به آن دست یابند. شهادت امام علی (ع). یعنی می توانست درخت شیعه را ریشه کن کند و … امام هشتم (ع) با تدبیر الهی مامون را شکست داد و در میدان نبرد سیاسی که ایجاد کرد، او را به کلی شکست داد و نه تنها جریان شیعی تضعیف نشد. حتی در سال 201 هجری، یعنی سال ولایت این امام، به یکی از پربارترین سال های تاریخ تشیع تبدیل شد و مبارزات علویان (منبع پیشین) جان تازه ای در آن دمید. که مامون در نظر داشت و بازی ای که انجام داد، توانمند می دانست که همه سازوکارها، شرایط و عوامل پیروزی را برنامه ریزی و فراهم کرده است، اما امام با درایت و درایت خاصی بازی سیاسی خود را در بحران مشروعیت و بحران پذیرش قرار داد و این امر. هوش سیاسی باعث جریان. امام باید راهش را روشن و هموار ادامه دهد.

حدیث منسوب به پیامبر اعظم تأملی بسیار مفرح و تحریک کننده است; در روایات آمده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دست بر دوش سلمان نهاد و فرمود: اگر علم در ثریا باشد مردم فارس آن را تصرف می کنند و در روایات آمده است که اگر امروز عرب قرآن را با ایرانیان تخفیف دهید او می جنگد، فردا ایرانیان برای تفسیر قرآن با آنها می جنگند. و شاید اینها نکاتی است برای ظرفیت بالای ایرانیان برای رسیدن به حقیقت و شاید همین مشکل باعث شده است آنچه من دارم رضا (ع) در مدینه و در راه به صراحت در نیشابور و با ذکر حدیث نگفت. سلسله الذهب و مخصوصاً آخرین بیتی که می گفت «شرایط و شروط و من الشرایط» و این شرط امام حق بود و گویا قلب ایرانی بهتر از هرکسی می توانست به این حقیقت ایمان بیاورد و آن علم حقیقی بود. که پیامبر به سلمان گفت و بسیاری از آنها نتوانستند او را درک کنند و این کلیدی شد برای ایرانیان تا تفسیر قرآن را بر اساس محور امام خدا و پیامبر اکرم (ص) بدانند. به گونه ای که بین ایرانیان و شیعیان علاقه وجود داشت. جدایی ناپذیری شکل می گیرد که هر دو در خدمت یکدیگر هستند.

ایرانیان با اعتقاد به حقیقت اسلام و ایستادن بر پرچم امام و تبیین اسلام با تولید علم، تشیع را رونق بخشیدند. هر که اسلام آورد اما به خواسته اعراب عمل نکرد و ایرانی ماند. حضور امام رضا (ع) در ایران چه در زمان حیات ایشان و چه پس از شهادت، همچنان این وابستگی را تقویت می کرد. تا آنجا که می توان گفت: «ارتباط با ایرانیان شیعه، تبدیل خراسان به مرکز شیعی و کانون اصلی تشیع، معرفی مبانی اندیشه شیعی، استفاده از فرصت ولایت، تلاش برای تقویت مبانی کلامی شیعه و نشان دادن تسلط امامان شیعه بر میراث نبوی و علوی را باید نتیجه سفر امام به ایران و تعامل ایشان با ایرانیان دانست.
از طرفی اگر خانه به خانه مدینه تا مرو را از نزدیک ببینیم، درایت ائمه را خواهیم دید که چگونه این مسیر را به یک ابر رسانه تاریخی تبدیل کردند.

گرچه در آن زمان همه ابزار و تجهیزات رسانه ای در اختیار مامون بود و علاوه بر این، نهضت ترجمه نیز نوعی حمایت عقیدتی از حکومت می کرد و علما از مذاهب و مکاتب مختلف در خدمت مامون و همه، ابزار و تجهیزات، امکانات و تجهیزات بودند. امام برای توجیه حکومت و عمومیت بخشیدن به افکار خود، از تمام لحظاتی که پیش آمده نهایت استفاده را می‌برد، بنابراین اگر از ابتدای هجرت امام از مدینه به مرو تا آخرین روز زندگی‌اش بنگریم. جریان هدفمند رسانه ها و مگر اینکه هدف رسانه ها ارائه محتوا و تولید و انتشار صحیح پیام است و روش هنری امام به جایی رسیده است که همه متوجه نارضایتی ایشان از خروج از مدینه می شوند و چیزی شبیه همایش اخراجی برگزار می کنند. بدانید که این مسافر نه به سوی رضا، بلکه به جبر می رود، هرچند در این سفر جبری افراد زیادی را به رضا و خانه به خانه خواهد آورد. در این سفر به عنوان نزول آیه گام به گام این پیام اتفاق افتاد و اوج این جریان رسانه ای در نیشابور اتفاق افتاد که امام در چند جمله بیان کردند: پناهگاه امن من شکنجه است. شروط، و من شرط الشرایط… وقتی او را گرفتند، آنچه به پایان رسید و به آخر رسید، مامون بود. همانطور که وقتی امام طبق سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای خواندن نماز عید فطر رفت و کفش های خود را در آورد، مشاوران مامون گفتند که اگر [امام رضا (ع)] ادامه دهید و اگر نماز به جا آمد، شکست خورده مؤمن و ظهور کننده هنر رسانه ای امام و جریان امام و خط مرزی ایشان با دروغ مؤمن است… و سرانجام غبار مؤمن فریاد زد: طوفان مرو آرام گرفت و آنچه بیرون آمد عصاره امام بود و آنچه فروریخت بنای مامون – ابن معاویه عباسیان – گویی صفین در عرصه سیاست شکل گرفت و این بار نه ابوموسی فریب خورد. عمروعاص نه رفقای امام کوفی بودند که فریب پوست مرکب را خوردند، بلکه رفقای امام رضا(ع) سخنان حق و حقیقتی بودند که فریب نمی خوردند و مردم نیز بوی وحی را از سخنان حضرت استشمام می کردند. امام رضا (ع) و این بار صفین و تقابل دو فرمان رضوی و مامونی نه در «دومة الجندل» که در دعای عید شکل می گیرد. انگشتر امام را روی انگشت امام رضا (ع) گذاشتند و میمون ها تجربه ابن ملجم را تکرار کردند، اما این بار بدون شمشیر، نه تفاوت علی مرتضی (ع) که به زندگی علی بن موسی پرداخت. الرضا(ع) دارم رضا(ع) مطمئن بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خروج از نسخه موبایل