مرگ کارگران ادامه دارد… انجمن 24

مرگ کارگران در آبان

انجمن 24- نوامبر ماه غم انگیزی بود. آمار حوادث کار در یک ماه اخیر نشان می دهد که اراده ای برای ارتقای ایمنی و سلامت کارگران وجود ندارد. به نظر می رسد حتی مرگ دلخراش کارگران نیز برای تغییر وضعیت، حکومت را سرنگون نمی کند. به نظر می رسد این سرنوشت کارگران است. آنها باید از هر جهت به جامعه خدمت کنند، بدون اینکه کسی به آنها فکر کند. تخمین زده می شود که جمعیت 10 میلیونی بیشترین بار تولید و رشد اقتصادی را به دوش بکشد، اما چون همیشه در یک «پیچ تاریخی دشوار» هستیم، خواسته های آنها نادیده گرفته می شود. بحث در کلام پنهان و در واقعیت آشکار که معتقد است کارگران چرخ را نمی چرخانند، نمی چرخد.

بانِ دلخراش؟

11 آبان، خبر «مرگ یک کارگر تاسیسات بر اثر ریزش موتورخانه» تیتر اول اتفاقات آبان ماه ما بود. دو روز بعد در چهارم آبان در جریان عملیات تخریب یک کارگر ساختمانی کشته شد. اما حادثه روز پنجم یکی از آن حوادث دلخراشی بود که نمی توان به راحتی از کنار آن گذشت: مرگ سریالی کارگران کارخانه فولاد البرز ناب آرش؛ تصادفی که اولین و آخرین علت آن بی توجهی کارفرما بود و منجر به فوت سه کارگر جوان و تازه کار شد. هشتم آبان دو موکنی بر اثر ریزش قنات جان باختند. نهم، سیمبان در تصادف برق گرفتگی کشته شد و سیمبان مجروح شد. ۱۱ آبان ماه بر اثر برخورد تراکتور حامل کارگران با تراکتور در استان آذربایجان غربی ۲ نفر کشته و ۳ نفر مجروح شدند. همچنین در آن روز، سه کارگر یک کارخانه سرکه بر اثر افتادن در مخزن بزرگ سرکه کشته و مجروح شدند. مرگ چهار کارگر میاندوآبی بر اثر سقوط آسانسور و کشته و زخمی شدن دو کارگر بر اثر قطعی برق در تهران در ۱۴ آبان بالاست. مرگ کارگر جوان یک کارخانه ریسندگی در سمنان به دلیل گیرکردن ماسک در ماشین ریسندگی حادثه پر سر و صدای 16 آبان بود. 17 آبان کارگر کارخانه هفشجان در چهار محال بختیاری بر اثر واژگونی گونی قند جان باخت. حادثه اداره کارگران معدن چادرملو و جان باختن سه کارگر ساختمانی بر اثر گازگرفتگی در اصفهان 23 آبان اعلام شد. 23 آبان این بار در عسلویه حادثه کارگری دیگری رخ داد و یکی از کارگران جان باخت. روز بعد یک کارگر دیگر در عسلویه بر اثر سقوط از ارتفاع جان خود را از دست داد. چهار روز بعد در 28 آبان چهار نصاب آسانسور حین کار در ساختمانی نیمه کاره در تبریز دچار حادثه شدند و یک نفر جان باخت. با نزدیک شدن به روزهای پایانی آبان ماه، تنها در یک روز سه حادثه شدید در محل کار رخ داد. 29 نوامبر روز سیاه کارگران بود. با سقوط اسکلت ساخت سیلوی گندم 19 کارگر سقوط کرد که یکی از آنها جان باخت و بقیه مجروح شدند و در همان روز سه کارگر در آتش سوزی یک کارخانه کیف و کفش زخمی شدند و یک کارگر ساختمانی سقوط کرد. دوباره همان روز سقف ساختمان مرده است. حتی سی ام آبان هم خالی از حوادث کار نبود. دو کارگر در دو تصادف جداگانه در کرمان مجروح شدند. یکی از کارگران پروژه فاضلاب شهری است که بر اثر ریزش دیوار کانال مجروح شده و دیگری کارگر ساختمانی است که بر اثر برق گرفتگی سقوط کرده و مجروح شده است. آخرین حادثه ای که در آبان ماه گزارش کردیم مصدومیت پنج کارگری بود که در آتش سوزی شرکت نفت و گاز مسجدسلیمان دچار سوختگی شدند.

آمار حوادث کار در ایران

در ایران بر سر تعداد دقیق حوادث کار اتفاق نظر وجود ندارد. آمارهای منتشر شده توسط پزشکی قانونی، تامین اجتماعی و وزارت کار به دلیل تعاریف و مفاهیم متناقض تفاوت های چشمگیری دارد.

بر اساس آمار ارائه شده از سوی سازمان تامین اجتماعی، در سال 1378 تعداد 44 هزار و 441 حادثه حین کار به ثبت رسیده است که از این تعداد 730 مورد فوتی بوده است. اما آمارهای وزارت کار رقم دیگری را نشان می دهد. بر اساس آمار وزارت کار، در سال 1378 تعداد حوادث کار 9295 مورد بوده است که از این تعداد 751 مورد فوتی بوده است. علی حسین رئیسی فرد (معاون کار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی) نیز اخیرا در اظهاراتی گفت: سالانه 13 هزار حادثه ناشی از کار در کشور رخ می دهد که از این تعداد 700 تا 800 مورد منجر به فوت می شود.


بیشتر بخوانید: آتش سوزی کارگران بازار آهن


با این حال، به جرات می توان گفت که آمارهای رسمی همیشه کمتر از آنچه در واقع اتفاق افتاده را نشان می دهد. آمار ارائه شده از سوی مراجع رسمی عمدتا مربوط به کارگاه های بزرگ است و شامل کارگاه های بسیار کوچک نمی شود. علاوه بر این، وضعیت کارگران محروم باعث شده است که بسیاری از کارگران آسیب دیده و خانواده کارگران متوفی پس از حادثه با کارفرما برای پرداخت دیه به توافق برسند و سهم قابل توجهی از این حوادث از آمار رسمی خارج شده است.

همچنین باید توجه داشت که آمار بیماری های شغلی اغلب پنهان است. کم نیستند کارگرانی که پس از سال ها کار به دلیل عدم اجرای صحیح قوانین ایمنی و بهداشت با مشکلات و بیماری های مختلفی مواجه می شوند. از بیماری های ساده گرفته تا بیماری های خطرناکی مانند آسم و سرطان، نتیجه کار در محیط های ناسالم است.

قانون کار می گوید ایمنی و سلامت، اما …

اگرچه قانون کار در مواد 85 تا 95 به حفاظت فنی و بهداشت اشاره کرده است، اما بررسی اجمالی آمار ناقص ارائه شده از سوی مراجع رسمی در مورد حوادث ناشی از کار نشان می دهد که نظارت و پیگیری روشمندی بر اعمال این مواد وجود ندارد.

در واقع عواملی مانند ناامنی شغلی و ترس کارگران از کارفرمایان و همچنین نبود اتحادیه های مستقل، کارگران را عملاً آسیب پذیر کرده است و شاید این یکی از مهم ترین دلایل حوادث کار در ایران باشد.

خود سازمان بازرسی کار کار نمی کند

اکثر تصادفات به دلیل عدم نظارت در محیط کار رخ می دهد. بنابراین وظیفه بازرسی از محل کار برای جلوگیری از این حوادث بسیار مهم است. به گفته برخی فعالان کارگری، بازرسان کار به تنهایی نمی توانند بازرسی را انجام دهند. حاتم شاکرمی (معاون سابق کار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی) پیش از این درباره کمبود بازرس کار گفته بود: طبق استانداردهای جهانی به ازای هر 10 هزار نفر یک بازرس کار باید وجود داشته باشد اما ما به ازای هر 15 هزار نفر. ما یک بازرس کار در کشور داریم».

اگرچه تعداد بازرسان کار در ایران بسیار اندک است، اما فعالان کارگری معتقدند وجود تشکل های آزاد و مستقل کارگری مهمتر از این مولفه است. آنها می گویند در حالی که هیچ نماینده واقعی کارگران در کمیسیون های مربوطه وجود ندارد، اما فساد در دستگاه های اجرایی عملاً چنین اقدامات نظارتی را باطل می کند.

محسن باقری (عضو هیئت مدیره کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان تهران) در این خصوص می گوید: کمبود بازرس کار همواره یکی از مهم ترین دلایل افزایش تصادفات بوده است، اما باید به این نکته توجه داشت که “حتی با بررسی های اندکی که انجام می شود، برخی از بازرسان به جای گزارش دقیق، محرمانه عمل می کنند و احتمال رشوه گیری از سوی کارفرما وجود دارد.”

وی همچنین به ضعف و عدم استقلال اتحادیه های کارگری در ایران اشاره کرد و گفت: در فرآیند تشکیل شوراهای اسلامی کارگری که یکی از تشکل های قانونی است، دولت نقش مهمی دارد و این موضوع این استقلال را از این شورا بارها گفته ایم که باید روند تشکیل شورای اسلامی کار استان را به بالاترین تشکل های همان استان بسپارید تا در کارگاه ها شورای اسلامی کار را تشکیل دهند و نمایندگان کارگری شوراهای حل اختلاف را انتخاب کنند. اما متاسفانه دولت اصرار به مداخله دارد. او هست و به هیچ وجه نمی خواهد آن را رها کند.»

اخرین حرف

اگرچه قانون کار حمایت از ایمنی و سلامت را پیش بینی کرده است، اما از آنجایی که اتحادیه های کارگری مستقل نقشی در نظارت بر اجرای این قوانین ندارند، نمی توان به اجرای کامل و موثر این قوانین امیدوار بود. قوانین حمایتی بر روی کاغذ نوشته شده است، اما اعمال نمی شود. واقعیت این است که کاهش آمار حوادث کار در ایران مستلزم تغییر رویکرد اساسی است. تا زمانی که قوانین، تزئینات و حمایت از کارگران در حد شعار و ادعا باقی بماند و تا زمانی که کارگران دیدگاه ابزاری داشته باشند، وضعیت بهتر نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید