قوه قضائیه با دشمنان دادرسی مخالف است

جام جم: حتی برخی تصمیمات از جمله مواردی که در بخشنامه اخیر سازمان زندانها آمده است، اگرچه مستقیماً از سوی رئیس قوه قضائیه ابلاغ نشده است، اما دقیقاً در راستای مواضع قبلی رئیس قوه قضائیه و در صورت بخشنامه است. توسط رئیس قوه قضائیه نوشته نشده است باز هم تأثیر سیاست های رئیس قوه قضائیه در این بخشنامه کاملاً قابل مشاهده و تأیید است که این بخشنامه همان سخنانی است که محسنی در مقاطع مختلف و در مناسبت های مختلف بیان کرده است. به همکارانش توصیه می کند.

یکی از مهمترین اقدامات رئیس قوه قضائیه تاکید بر حفظ کرامت و حقوق شهروندان است که گاه مورد بی توجهی یا تضییع قرار می گیرد. در واقع رئیس قوه قضائیه متهمان را انسان هایی فرض می کند که چه متهم و چه بی گناه، حقوقی دارند که باید رعایت شود زیرا قرار است دوباره در همان کشور زندگی کنند و حتی در صورت محکومیت، مجازات آنها معمولاً کیفری و آموزنده است. و این مجازات باید آنها را به زندگی مسئولانه و سالم در جامعه بازگرداند و روند جامعه پذیری را اصلاح و هدایت کند. به همین دلیل است که حسن رفتار مرتکبین منجر به محکومیت جزئی یا کامل می شود.

اما اکنون زمان آن فرا رسیده است که این رفتار هوشمندانه رئیس قوه قضائیه و تمرکز وی بر حفظ و استیفای حقوق شهروندی به شرکت‌های تولیدی و کارآفرینان، سرمایه‌گذاران و صاحبان ایده‌ها و ثروت‌های مشروع نیز کشیده شود.

شکی نیست که رشد و توسعه یک کارآفرین یا صاحب ایده و سرمایه و همچنین به نفع جامعه و شهروندان کشور باعث حسادت برخی افراد و حساسیت افراد تنگ نظر می شود. این کاملاً مشروع و قابل درک است که یک شخص یا تلاش ها و فعالیت هایش او را در موقعیت مطلوب اجتماعی یا اقتصادی قرار دهد. اما همین وضعیت مساعد گاه موجب حسادت سایر افراد و یا ایجاد حساسیت در نگاه افراد بیمار و بدبین می شود تا جایی که قرار دادن افراد در موقعیت مطلوب حتی اگر مشروع و صحیح باشد باز هم برای این افراد غیرقابل قبول است. در این صورت این افراد چه از روی حسادت و چه از روی سوء ظن، انگیزه حرکت و اقدام در جهت تخریب افراد موفق، سرمایه گذاران و سرمایه گذاران را دارند. گاهی این افراد حسود، تنگ نظر و بیمار در مناصب قدرت هستند و می توانند بر تصمیمات سیاستمداران، قضات و مقامات تأثیر بگذارند. در این صورت این احتمال جدی وجود دارد که تصمیمات کارمندان دولت توسط این افراد خطرناک گرفته شود و تصمیم گیرندگان در یک فرآیند تصمیم گیری مغرضانه گرفتار شوند. در این صورت بوروکرات – چه قضایی و چه دولتی – همان تصمیم مغرضانه ای را می گیرد که مغرضان، تنگ نظران و حسودان می خواستند و در نهایت آب به آسیاب این افراد خطرناک می ریزد.

در یک مثال انتزاعی، تصور کنید که سرمایه گذاران در فعالیت های اقتصادی مشروع سود قابل توجهی به دست می آورند. معلوم است که عده ای می خواهند در این سود شریک شوند و ذره ای از این سود لذیذ را بردارند، انواع اعمال اخلاقی و غیراخلاقی را انجام دهند، تجارت برای هیچکس سودی ندارد و به نفع کسی نیست. البته ساده ترین راه برای انجام این کار، متهم کردن، کشتن یک قهرمان و نسبت دادن رفتار مجرمانه به یک رقیب یا صاحب کسب و کار موفق است. بدخواهان و مغرضانه در اجرای این استراتژی، دروغ های عجیب می گویند، اتهامات باورنکردنی را به افراد نسبت می دهند، برای اثبات حرفه خود سند و جعل می کنند و صاحبان کسب و کار موفق را مجبور به اطاعت یا از بین بردن خواسته های غیرقانونی خود می کنند.

جذابیت این تکنیک و استراتژی این است که افراد مغرض و تنگ نظر از نیروی بیرونی برای سرکوب حریف یا هدف خود استفاده می کنند و از نفوذ خود برای تسویه حساب با هدف خود استفاده می کنند. ویژگی مهم این مدل تسویه حساب شخصی این است که افراد مغرض و بیمار خود را منصف، خیرخواه و متعهد نشان می دهند، اما پشت این ادعاها و تظاهرات اهداف شخصی دنبال می شود. می‌توان انتظار داشت که هرچه این افراد کوته‌نگر، مغرض یا حسود قدرت اجتماعی و سیاسی بیشتری داشته باشند، بهتر و مؤثرتر می‌توانند دیدگاه‌های خود را به قانون‌گذاران تحمیل کنند و آنها را به سمت اهدافشان راهنمایی کنند. در این صورت، اگرچه رفتار نادرست است، اما به عنوان یک عمل برای حفظ منافع جامعه و شهروندان رایج می شود. رئیس قوه قضائیه که در دوران ریاست قوه قضائیه پرچم دفاع از حقوق شهروندی را به دست گرفته است باید مراقب این دشمنان دوست باشد و به آنها فضایی برای پیگیری اهداف خود ندهد. رئیس قوه قضائیه می‌داند که ضربه زدن به یک واحد تولیدی، کارآفرین یا سرمایه‌گذار لزوماً نیازی به تعطیلی یک واحد تولیدی یا توقیف ابزار و ماشین آلات آن نیست، در این صورت کافی است مدیران و صاحبان واحد تولیدی مورد آزار و اذیت یک واحد تولیدی قرار گیرند. منشی دادگاه یا منشی دادگاه و این مزاحمت. باید آنقدر عمیق و گسترده باشد که سیستم فکری و نوشتاری استراتژی کارآفرین و سرمایه گذار مختل شود و کسب و کار او راکد و آسیب پذیر شود. در این صورت بدون توقف یا تعطیلی کارگاه، واحد تولیدی دچار آسیب و ریزش می شود. گاهی این آسیب منجر به تخریب و یا حداقل کاهش جدی تولید ثروت توسط واحد تولیدی می شود و نظر افراد مغرض و حسود را فراهم می کند و با دقت بیشتری به کارآفرینان نگاه کنید و حمایت از آنها را با جدیت در دستور کار قوه قضائیه قرار دهید.

دیدگاهتان را بنویسید