قوانین ایمنی ایران پس از تصادف!

قوانین ایمنی ایران پس از تصادف!

انجمن 24-با توجه به رشد گسترده صنعت ساختمان در کشورهای در حال توسعه مانند ایران، روند حوادث ناشی از کار در این بخش در سال های اخیر رو به افزایش بوده است. در صنعت ساختمان، سقوط از ارتفاع بزرگترین عامل مرگ و میر کارگران است و پیشگیری از آن جزء مؤثر برنامه مدیریت ایمنی کارگاه ساختمانی است. بنابراین شناسایی، درک و اولویت بندی علل مختلف سقوط از ارتفاع به منظور تدوین استراتژی های مدیریت ضروری است.

شهرام قریب (کارشناس ارشد ایمنی و بهداشت) درباره حوادث شغلی معتقد است که تعداد سقوط از ارتفاع به حدی است که اغراق آمیز و غیرقابل باور به نظر می رسد. بیش از 500 کارگر در سال 1999 از ارتفاع سقوط کردند. علاوه بر این، تا 75 درصد از حوادث ناشی از کار شامل سقوط از ارتفاع است.

متن کامل این گفتگو را در ادامه می خوانید:

بررسی حوادث شغلی در ایران نشان می دهد که سقوط از ارتفاع در دسته اول حوادث شغلی قرار دارد. دلیل این چیست؟ چرا این اتفاق در همه واحدها و کارگاه ها رایج است؟

سقوط از ارتفاع نه تنها در ایران، بلکه در تصادفات شغلی در دنیا در رتبه اول قرار دارد. سقوط از ارتفاع به دلیل وجود سازه های صنعتی زیاد و رشد بی رویه ساخت و ساز در شهرها به یک اتفاق عادی تبدیل شده است. نظارت بر ایمنی ساخت و ساز شهری حداقل است. همچنین سازمان ها بسته به ساختار و ساختار خود، کم و بیش شاهد وقوع سقوط از ارتفاع هستند.

اعدادی که از بلندی سقوط می کنند آنقدر زیاد است که اغراق آمیز و غیر قابل باور به نظر می رسد. بیش از 500 کارگر در سال 1999 از ارتفاع سقوط کردند. بیش از 75 درصد از حوادث ناشی از کار در کارگاه های ساختمانی سقوط از ارتفاع را شامل می شود و تعداد قابل توجهی از این افراد جان خود را از دست می دهند. مدتی است که شاهد یک روند صعودی جزئی در حوادث ناشی از کار هستیم. حوادث گاهی اوقات به صورت دوره ای کاهش می یابد، اما پس از مدتی به حالت عادی باز می گردد. بررسی دقیق حوادث ناشی از کار نشان می دهد که ایران در موقعیت مناسبی برای سقوط از ارتفاع نیست.

سقوط از ارتفاع برای بسیاری از افراد تعریف قطعی نیست. اگر کارگر از زمین 1 متر و 20 سانتی متر فاصله داشته باشد و در آنجا شاغل باشد شامل کار در ارتفاع می شود. این فاصله مهم به نظر نمی رسد. اگر انسان از این ارتفاع بیفتد آسیبی نمی بیند چون می داند که این کار را انجام می دهد اما وقتی مسئله سقوط پیش می آید شرایط تغییر می کند. سقوط از ارتفاع نه تنها شامل سقوط کارگر از ارتفاع می شود، بلکه سقوط از ارتفاع و برخورد با فرد، برق گرفتگی و سپس فرد درگیر حادثه را شامل می شود.

شما معتقدید که افتادن از ارتفاع یک حادثه رایج کاری است. چه عواملی باعث بروز چنین حوادثی می شود؟ دلایل بروز چنین حوادثی چیست؟

کار در ارتفاع شرایط خاصی دارد، اما ممکن است برای یک سازمان مهم نباشد. سازمان محیط زیست کارگاهی است که می تواند پالایشگاه یا پروژه ساختمانی باشد. فرهنگ ایمنی در بسیاری از کارگاه ها جایی ندارد. بسیاری از مردم فکر می کنند که ایمنی امری بی اهمیت است و معتقدند که پیروی از توصیه های ایمنی به معنای ترسو بودن است. وقتی چنین افکاری وجود داشته باشد قطعا کارگری دچار حادثه می شود. حادثه زمانی رخ می دهد که نیروی کار نسبت به یک موقعیت بد واکنش نشان ندهد.

تعهد تیم مدیریت به حفظ نیروی کار نیز در حوادث شغلی نقش دارد. گاهی اوقات تیم مدیریت در مورد مشکلات سخت گیری می کند و قوانین را به شدت اعمال می کند. این امر بر نیروی کار فشار وارد می کند و آنها را مجبور می کند توصیه های ایمنی را رعایت کنند. وقتی مدیران مجتمع، به عنوان مثال، سرکارگر را برای پیروی از توصیه های ایمنی فشار می دهند، توصیه های ایمنی در آن کارگاه مورد نیاز است. «مشکلات سازمانی»، «محیط زیستی» و «شخصی» باعث بروز حوادثی در کار می شود که هر کدام زیرمجموعه ای دارند. منظور از جزء «محیط» این است که یک سطح ناهموار، یعنی فرورفتگی یا برآمدگی در کف کارگاه، می تواند منجر به حادثه شود. یکی دیگر از عواملی که منجر به بروز حادثه در این عامل می شود، کمبود یا ناکافی بودن کانال های ارتباطی است. به عنوان مثال کارگر باید از نقطه ای از کارگاه به نقطه دیگر حرکت کند، اما شرایط نامساعدی مانند نداشتن پله منجر به سقوط او می شود. مؤلفه سازمانی نیز در سقوط از ارتفاع نقش بسزایی دارد. هر چه پروژه بزرگتر باشد، تعداد افراد در جبهه های مختلف بیشتر می شود. هرچه تعداد افراد بیشتری در یک کارگاه کار کنند، تماشای آنها دشوارتر خواهد بود. در نتیجه کنترل محیط دشوارتر خواهد بود.

شما به یک جزء شخصی اشاره کردید. اهمیت این جزء چیست؟ این موضوع تا چه اندازه در بروز حادثه سقوط نقش دارد؟

گاهی اوقات نیروی کار از استرس کاری و روانی رنج می برد. همچنین یک بیماری رایج در بین نیروی کار وجود دارد، اما نادیده گرفته می شود. بسیاری از کارگران از ارتفاع می ترسند اما این موضوع مهم را پنهان می کنند. متأسفانه این موضوع نه تنها از سوی کارگران بیان نمی شود، بلکه از سوی کارفرمایان نیز بیان می شود. مسائل دیگری مانند ترس از محیط بسته و بسیاری موارد دیگر باید مورد توجه قرار گیرند.


بیشتر بخوانید: جزئیات دقیق سبد معیشت کارگران


این را باید در هنگام مصاحبه برای یک شغل در نظر داشت، اما زمانی که کارجو فقط به چند سوال معمول پاسخ می دهد. سوالاتی که کاربردی ندارند. چیزهای مهمی مانند خلق و خو، استرس شخصی و مشکلات پزشکی فراموش می شوند. من این سوال را مطرح می کنم که چرا از کارگری که باید در ارتفاع کار کند نپرسیم که کمربند را می بندد؟ آیا شما ترس از ارتفاع دارید؟ ممکن است فردی از ترس ارتفاع دچار استرس شود و در اثر همین استرس زیاد از ارتفاع بیفتد.

سن و تجربه افراد نیز در سقوط از ارتفاع نقش دارد. گاهی یک کارگر آنقدر کم تجربه است که شرایط قد را درک نمی کند. گاهی نیروی کار مسن تری وجود دارد که برای کار و اشتغال در ارتفاع مناسب نیست. تجربه نیز نقش مهمی دارد. نیروی کار حتی تجربه قرار گرفتن در ارتفاع را ندارد اما مسئولیت انجام کار در ارتفاع به آنها محول می شود. نیروی کار باید برای مدتی بالا باشد تا محیط را هماهنگ کند و سپس پاسخگو باشد.

کارشناسان ایمنی و بهداشت بارها بر لزوم حفظ تجهیزات حفاظت فردی تاکید کرده اند. این موضوع در قانون کار تنظیم شده است. ماده 96 قانون کار کلیه کارفرمایان را ملزم به رعایت ایمنی کارکنان خود کرده است. این را توضیح دهید. علاوه بر این آموزش می تواند نقش اساسی در کاهش تصادفات داشته باشد اما به آن توجهی نمی شود.

تجهیزات حفاظت فردی باید در اختیار نیروی کار قرار گیرد. آموزش نیز نقش اساسی دارد. نظر رایج در مورد تمرین این است که انسان چند ساعت تمرین می کند و سپس سر کار می رود. آیا نیروی کار با چند ساعت آموزش مهارت های کافی را کسب می کند؟ کسب مهارت کافی مانند پشت سر گذاشتن هفت خان رستم است. متأسفانه مدیران و کارفرمایان می خواهند با جذب نیروی کار بیشتر به هدف خود یعنی تکمیل سریعتر کار یا افزایش تولید برسند. کارفرمایان نمی دانند دوره های آموزشی کوتاه مدت چگونه بر کارمند تأثیر می گذارد. نیروی کار نه تنها از شرایط و ضوابط عمومی بی اطلاع هستند، بلکه با شرایط محیطی کارگاه نیز آشنایی ندارند.

کارفرمایان باید به “آموزش فکری نیروی کار” در رابطه با یک موضوع توجه کنند، یعنی بدانند یک موضوع برای آنها چقدر مهم است، مانند سقوط از ارتفاع. مدیران و کارفرمایان باید بدانند که کارگران فقط به پایان کار فکر می کنند یا به ایمنی اهمیت می دهند. اگر کارگران فقط به فکر تکمیل یک کار باشند، قطعا حادثه ای رخ خواهد داد.

برخی تجهیزات مانند لنگرها، بست ها، تسمه نگهدارنده تمام بدن و عقب انداز ضربه گیر در کاهش سقوط از ارتفاع نقش دارند، اما به آنها توجه نمی شود. وقتی صحبت از خرید چنین تجهیزاتی به میان می آید، کارفرمایان می گویند که چنین تجهیزاتی مهم نیستند و یا توانایی خرید آن را ندارند. متأسفانه، این دیدگاه اغلب وقتی زمان شروع یک پروژه فرا می رسد، ما را غرق می کند.

در مورد کار با متخلفین چطور؟ آیا حوادث شغلی به طور کامل و جامع درمان می شود؟

متاسفانه در ایران با اشتباهات بسیار مهربانانه برخورد می شود. تخلف را می بینند، اما هشدار کافی است. هنگامی که این حادثه رخ داد، مقامات گفتند که قبلاً خطرات را اعلام کرده بودند. ذکر این موارد کافی نیست بلکه باید به این سوال پاسخ دهند که قبل از حادثه با مجرمی که مرتکب جنایت شده است چگونه برخورد کرده اند. قطعا رعایت نکردن قوانین احتمال تصادف را افزایش می دهد. برخی از مشکلات باید به صورت روزانه به کارگران گزارش شود، اما این امر نادیده گرفته می شود. بعد از مدتی کار تبدیل به نیروی کاروتن می شود و به همین دلیل تصادف را نادیده می گیرد. اگر افسر ایمنی یا مدیر خط به طور مداوم به کارگر هشدار دهد، احتمال تصادف کاهش می یابد. برگزاری جلسات مشاوره ایمنی حتی یک دقیقه ای یادآور مسائل ایمنی و امنیتی است.

برخی معتقدند بیمه مسئولیت در حوادث نقش دارد. کارفرمایان با استناد به این بیمه ها و پرداخت غرامت به قربانی، کمتر به مسائل ایمنی توجه می کنند. کارگران نیز از دریافت باج خوشحال می شوند و کمتر به توصیه های ایمنی توجه می کنند.

این یک نگاه ساده انگارانه است، کارگر نباید به فکر رژیم گرفتن باشد، چون این پول بعد از مدتی تمام می شود. همچنین بی توجهی کارفرما به مسائل ایمنی به دلیل وجود بیمه مسئولیت جرم آشکار است. برخی از کارگران می گویند باید بمیریم تا از دردسر خلاص شویم، اگر همه چیز تمام شده است، چرا همان فرد سعی می کند وسایل حفاظت فردی داشته باشد؟ این دروغی است که نیروی کار برای نشان دادن شجاعت گفته است.

مدیران انجمن و کارفرمایان باید نسبت به نیروهای تحت پوشش خود متعهد باشند و در صورت بروز حادثه مراتب را به مقامات بالاتر گزارش دهند. این تصور اشتباهی است که فقط با داشتن بیمه می توانند به فرد آسیب دیده یا خانواده خسارت پرداخت کنند. زمانی که کارگری دچار حادثه می شود، کارشناس بیمه ساختار داربست را در تمامی موارد از قبیل بسته بودن یا نبودن کمربند ایمنی بررسی می کند. شرکت های بیمه به راحتی سود پرداخت نمی کنند.

ایران قانون دارد اما همه اینها برای بحث کارشناسی بعد از تصادف است. کارفرمایان و مدیران فقط به این فکر می کنند که کار را خیلی سریع انجام دهند و به ایمنی توجه نکنند. وقتی حادثه ای رخ می دهد، همین افراد کنار می کشند و از زیر بار مسئولیت خود فرار می کنند. قوانین باید سختگیرانه باشد. تا زمانی که ایمنی یک ابزار معامله نباشد، حوادث در محل کار رخ می دهد. تا زمانی که به جای شایسته سالاری بر روابط ایمنی تمرکز کنیم، تعداد حوادث کار کاهش نخواهد یافت. در حالی که مسئول ایمنی از مدیر مغازه می ترسد باید منتظر حادثه بود. زمانی حادثه رخ می دهد که سازه ایمنی با قوانین مطابقت نداشته باشد و به استاندارد کافی نرسد. در حالی که مدیران سطح متوسط ​​فقط به ایده تولید فکر می کنند، حادثه منتظر خواهد ماند.

دیدگاهتان را بنویسید