قتل کارگر به دلیل تنبلی

قتل یک کارگر

انجمن 24- دو سال پیش پلیس تهران از کشف جسد کارگر جوانی در ساختمانی نیمه کاره در سعادت آباد مطلع شد و راهی محل شد. جسد جوان 27 ساله ای به نام حمید است که با یک جسم سخت به سرش اصابت کرده است.

مالک این ملک که با پلیس تماس گرفت و جسد را به پزشکی قانونی تحویل داد، گفت: حمید یک کارگر ساختمانی افغان بود. صبح امروز که برای اعتراض وارد ساختمان شدم، با جسدش مواجه شدم که در گوشه خونین ساختمان افتاده بود. وقتی فهمیدم یکی از کارگران ساختمانی به نام برکت که او هم اهل افغانستان است ناپدید شده و ناپدید شده است، ردیابی کردم تا بفهمم چه کسی او را کشته است. “احتمالا تقصیر اوست.”

پس از وقوع این حادثه، همکار مقتول به نام برکت به طور مرموزی پس از این حادثه ناپدید شد و به عنوان مظنون قتل تحت تعقیب قرار گرفت و چند روز پس از این حادثه پلیس او را شناسایی و در نقطه صفر مرزی دستگیر کرد.


بیشتر بخوانید: داماد فقط به دختر تجاوز کرد


مرد جوان به کلانتری منتقل و مورد بازجویی قرار گرفت تا اینکه اعتراف کرد در جریان درگیری در بازجویی همکارش را کشته است. او گفت: من و حمید چند سال قبل از افغانستان برای یافتن کار به ایران آمدیم. ما در این ساختمان پاره وقت کار می کردیم، اما حمید خیلی تنبل بود و هر کاری که نمی خواست به من می داد. چند بار سر این موضوع با هم دعوا کردیم، اما آخرین بار که مخالفت کردم، دعوا بالا گرفت و او به خانواده ام فحاشی کرد. با شنیدن فحش های حمید عصبانی شدم و کنترل اعصابم را از دست دادم و به او حمله کردم. وقتی حمله کرد قویتر از من بود برای دفاع از خودم میله آهنی را از روی زمین بلند کردم و سه ضربه به سرش زدم. وقتی فرار کردم روی زمین خون آلود بود. من قصد بازگشت به افغانستان را داشتم که توسط ماموران دستگیر شدم.»

با اعترافات متهم در حالی که تلاش برای شناسایی اولیای دم ناکام ماند، پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال و متهم در یکی از شعب دادگاه محاکمه شد. وی در آن جلسه از سوی رئیس قوه قضائیه به قصاص محکوم شد که خواستار قصاص شد اما این حکم توسط قضات دیوان عالی کشور نقض شد. قضات دادگاه بر این عقیده بودند که باید علت کامل مرگ مشخص شود و برای شناسایی والدین تلاش شود. به این ترتیب پرونده به شعبه همان شعبه ارسال و پس از تکمیل تحقیقات از متهم این بار در اختیار مراجع قضایی شعبه دهم قرار گرفت.

پس از اعلام این جلسه، با توجه به بی نتیجه ماندن تلاش برای شناسایی والدینم، رئیس نیرو با استناد به پزشکی قانونی علت مرگ را ضربات شدید به سر مقتول اعلام کرد و خواستار قصاص شد.

متهم سپس برخاست و در آخرین دفاعیات خود پس از شرح ماجرا گفت: باور کنید قصد کشتن نداشتم. اما مقتول تنبل بود و همه زحمات بر گردن من بود. از رفتارش خسته شدم و فقط خواستم بهش تذکر بدهم که شروع کرد به فحش دادن. «با رفتار او کنترل اعصابم را از دست دادم و ناخواسته مرتکب قتل شدم.

وی در پایان گفت: از این حادثه متاسفم و آدرسی از خانواده مقتول ندارم. وقتی به ایران آمدیم تنها بودیم و او برای من مثل یک برادر بود. “من برای قتل متاسفم و عذرخواهی می کنم.”

در نهایت قوه قضاییه دیوانه رأی دادن شد.

دیدگاهتان را بنویسید