قاتلی که از جنایت پشیمان نیستند/ مرگ حق او بود

جرم

انجمن 24– پدر بابک هرمدین اولین قاتل در ایران نیست که در زمان قتل و دستگیری از انجام سه قتل پشیمان نیست. قاتلی هستند که یکی از اعضای خانواده یا حتی یکی از دوستانشان را کشته اند و از ارتکاب جنایت پشیمان نیستند و اگر از زندان بیرون بیایند دوباره دست به قتل می زنند.

قتل پدربزرگ و مادربزرگ برای پول

ساکنان ساختمان شش طبقه شیراز بار دیگر در بلوک 4 اختلاف را شنیدند اما این بار سر و صدا و درگیری خیلی زود پایان یافت و پسر خانواده به سرعت خانه را ترک کرد. همسایه ها زنگ زدند تا چک کنند، اما کسی جواب نداد. آنها با پلیس تماس گرفتند و موضوع را به آنها گفتند. دقایقی بعد گشت کلانتری جلوی درب منزل متوقف شد و دو مامور پلیس به فلکه 4 رفتند. پلیس وقتی در را بسته دید، با حکم قضایی در را باز کرد و وارد خانه شد و در آنجا با جسد یک زن مسن و یک زن میانسال مواجه شد که با ضربات چاقو کشته شده بودند. وی پس از چند روز شناسایی و دستگیر شد زیرا احتمال می رود عامل این جنایت پسر 18 ساله خانواده باشد.

رضا در بازجویی به قتل مادر و مادربزرگش اعتراف کرد و گفت: چند سال پیش پدر و مادرم از هم جدا شدند. من هم با پدرم زندگی می کردم اما او به من پول نمی داد. من با او در این مسائل شرکت کردم. به مادرم گفت: اگر با او زندگی کنم به من پول می دهد، من به خانه مادربزرگم آمدم و با آنها زندگی کردم اما هر بار که مادرم پول می خواست یا نمی داد یا کمی به من می داد. رفتارش کسل کننده شده بود، هرچه گفتم پولی به من نداد، دیروز با هم دعوا کردیم و او از پرداخت امتناع کرد، مادربزرگم وسط دعوا آمد، من عصبانی شدم و هر دو را با چاقو کشتم و فرار کردم. من از کشتن پدربزرگ و مادربزرگم ناراحت نیستم، آنها مرا اذیت کردند و مرگ حق آنها بود.

کشتن یک دوست برای سرگرمی

در این پرونده قاتل تبعه افغانستان است و هموطن خود را در غرب تهران به قتل رسانده است. مهرماه سال گذشته مردی با پلیس تهران تماس گرفت و گفت در ساختمان بازسازی شده محل کارش تصادف کرده است. وقتی پلیس به ساختمان آنها رسید با جسد خون آلود یک کارگر افغان در یکی از واحدها مواجه شد و قاتل را با چاقو و لباس های خون آلود در کمد دستگیر کردند.

  انیمیشن منتخب «اسکن قهرمان» از پایگاه اطلاع رسانی KHAMENEI.IR منتشر شد

قاتل که تبعه افغانستان بود به قتل هموطن خود اعتراف کرد و گفت: من و میلاد دوستان صمیمی بودیم. خیلی سرگرم کننده بود و من به شوخی هایش عادت کردم. روز حادثه یک شوخی صادقانه کرد که به او گفتم ادامه نده اما گوشش مجبور نشد. وقتی با عصبانیت اعتراض کردم، گفت که خواهرم را دوست دارد و به او تجاوز کرده است. من سه خواهر دارم و هر سه متاهل هستند. میلاد مدعی است که چند سال پیش خواهرم را مورد آزار و اذیت قرار داده و حالا می خواهد به آنجا برود و برای او و زندگی اش مشکل ایجاد کند.

وقتی این را گفت دیگر نفهمیدم دارم چه کار می کنم و با چاقو او را کشتم و مجازات تجاوز کننده فقط مرگ است و از اینکه دوستم را کشتم پشیمان نیستم و پشیمان نیستم. کسی که این کار را کرد باید کشته شود و من هرگز از کشتن او پشیمان نخواهم شد. خانواده میلاد نیز اتهام تجاوز جنسی را تکذیب کردند و مدعی شدند پسرشان خواهر دوستش را دوست داشته اما به او تجاوز نکرده و اکنون به دنبال قصاص قاتل پسرش هستند.

متاسفم که پدرشوهرم را نکشتم

داماد جنایتکار یکی از قاتلی است که به دلیل اینکه نتوانسته پدرشوهرش را بکشد ناراحت است. رسیدگی به این پرونده از سال 96 و همزمان با دستگیری قاتل خونسرد روی کاناپه خانه نامادری اش آغاز شد. در این پرونده اکبر 40 ساله به قتل همسر و مادرشوهرش و مجروح کردن نامادری خود متهم است. وی با دستگیری قاتل در بازجویی ها مدعی شد همسرش قصد طلاق از وی را داشته و مداخله خانواده همسرش او را به سمت ارتکاب جنایت سوق داده است.

این مرد که کارمند پست بود، ابتدا در پزشکی قانونی تایید نشد، اما خانواده قربانیان در مقابل کمیسیون تخصصی پزشکی قانونی اعتراض کردند و گفتند که داماد جنایتکار در زمان قتل سالم بوده است. .

  تفاوت آمیکرون و دلتا کرونا چیست؟

هفته گذشته اکبر به دادگاه رفت و در دفاع از خود گفت: همسرم را بهانه کردند و پدر و مادرش هم در زندگی ما دخالت کردند. من شبکه شده بودم و زندگی ام مختل شده بود، نمی توانستم بخوابم. روز حادثه با همسرم که در شرف طلاق بود دعوام شد. پدر و مادرش هم از دخترشان دفاع کردند. عصبانی شدم و اول همسرم و بعد مادرش را زدم و پدرشوهرم را زخمی کردم. متاسفم که اول پدرشوهرم را نکشتم، اول باید او را کتک می زدم و بعد می رفتم پیش زن و مادرشوهرم. در پی اعترافات قاتل که مدعی ابتلا به بیماری روانی است، قضات برای صدور حکم شتافتند.

پدرم را در گنجه دفن کردم

او به دلیل قتل پدرش دستگیر شد، اما وقتی با خبرنگاران صحبت می کرد، آرام بود و هیچ نشانه ای از ندامت و ندامت از خود نشان نداد. محمود متهم است که پدرش را با چوب و چاقو در غرب تهران کشته و سپس جسد او را در کمد دفن کرده است.

محمود درباره انگیزه خود از قتل گفت: مادرم سرطان داشت و فوت کرد. پدرم وقتی مادرم را مریض بود آزار می‌داد و باعث می‌شد از او دلخور باشم. یک سال بعد از فوت مادرم گفت که می خواهد ازدواج کند و به آزار و اذیت من ادامه داد تا اینکه از دستکاری و رفتار او خسته شدم. روز تصادف در سال 96 وقتی خواب بود از سرش عبور کردم و با چوب به سرش زدم. وقتی مطمئن شدم بیهوش است، دو ضربه چاقو به گلویش زدم تا او را بکشم. پس از قتل، او را در کمد دفن کردم و با گچ پوشاندم. صبح خاله ام زنگ زد و به برادرش زنگ زد به او گفتم که رفته برای خریدن اما هنوز برنگشته است.

قاتلی که از جنایت پشیمان نیستند/ مرگ حق او بود

سه روز همه جا را گشتند، اما اثری از او نبود. سه روز بعد تصمیم گرفتم بگویم پدرم را کشته‌ام، به خانه خاله‌ام رفتم و به خواهرم و خاله‌ام و بقیه گفتم که پدرم را کشته‌ام و در کمد دفن کردم. همه گفتند خودت را معرفی کن، آمدم همه چیز را به تو گفتم. از کشتن پدرم پشیمان نیستم. او حق مرگ داشت و من به خاطر اخلاق بدی که برای مادرم، من و خواهرم ایجاد کرده بود، این کار را کردم.

  شناسه کارگران در سال 1400 چیست؟ / جدول

بیشتر بخوانید: صبح خونین مرد شیشه ای در خانه نامادری


رفیق افتخاری دزد دستگیر شد

راز قتل در مهرماه 1377 با کشف جسد یک افغان در پارک چیتگر فاش شد. تیم جنایی برای بازرسی جسد به محل حادثه رفت و مشخص شد مقتول بهنام ستار بر اثر ضربه جسد جامد و خفگی جان خود را از دست داده است. ماموران پس از تحقیقات در این جنایت ردی از هم اتاقی وی بهنام امیر پیدا کردند اما مرد افغان در جریان قتل دوستش ناپدید شد. همه شواهد نشان می دهد که امیر پس از قتل، افغان را کشته و فرار کرده است.

چند ماه بعد امیر با ورودش به ایران شناسایی و دستگیر شد. وی به قتل هم اتاقی خود اعتراف کرد و درباره انگیزه قتل گفت: در افغانستان نامزدی داشتم که می خواستم با او ازدواج کنم، روزی که ستار می خواست به افغانستان برود برای نامزد و خانواده ام هدیه خریدم و آن را دادم. به او بدهد. بعد از بازگشت ستار رفتار نامزدم تغییر کرد و بعد از مدتی متوجه شدم که ستار به نامزدش نزدیک شده و با او رابطه دارد. عصبانی شدم و هم اتاقی ام را با نقشه به چیتگر بردم و با چوب به سرش زدم و با بند کفش خفه اش کردم. چند ماه بعد به ایران آمدم و فکر می کردم موضوع فراموش شده است، اما دستگیر شدم.

قاتل قبل از محاکمه موفق به جلب رضایت خانواده ستار شد و مورد عفو قرار گرفت اما زمانی که به دلیل جنبه عمومی جنایت به دادگاه مراجعه کرد، مرگ ستار را مجازاتی برای عدم صداقت او دانست. من پشیمان نیستم که چرا دوستم را کشتم و فکر می کنم او به آنچه که لیاقتش را داشت رسید.

دیدگاهتان را بنویسید